السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
14
جواهر البلاغة ( فارسى )
پيشگفتارى در شناخت فصاحت و بلاغت « 1 » فصاحت واژهء « فصاحت » ، از نظر لغوى بر معنىهاى فراوانى به كار مىرود ، از آن معانى است : آشكاركردن و هويدا بودن . خداوند برين ، به حكايت از حضرت موسى - عليه السّلام - فرموده : « وَ أَخِي هارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِساناً » « 2 » يعنى : « برادرم ، هارون گفتارش از من آشكارتر و سخنش روشنتر است » . و هرگاه كه كودك ، گفتارش واضح و روشن گردد ، گفته مىشود : « افصح الصّبىّ فى منطقه » و هنگامى كه در بامداد هوا روشنى مىيابد ، عرب مىگويد : « أفصح الصّبح » و « فصح الصّبح » نيز مىگويد . و اگر غير تازى پس از اينكه زبانش بدون فصاحت و كلامش ناآشكار بوده به فصاحت ، زبان گشايد ، مىگويند : « أفصح الأعجمىّ » . و اگر « لحّان » يعنى : كسى كه بسيار غلط مىگويد بدون اشتباه ، از آنچه در درون دارد ،
--> ( 1 ) . واژهء « مقدّمه » از « قدّم » يى كه معناى لازمى دارد ، گرفته شده است . و اين مقدّمه ، « مقدّمة الكتاب » ناميده مىشود چون مجموعهاى از واژههاست كه جلوتر از مقصود آمده براى پيوندى كه با مقصود دارد و در آن ، مورد بهره قرار مىگيرد . ولى « مقدمة العلم » مجموعهاى از معانى است كه آغازكردن آن علم ، به دانستن آن مجموعه وابسته است . مثل دانستن تعريف علمى كه آغاز شده و دانستن موضوع و هدفش . و بدان كه : علوم بلاغت ، در ميان دانشهاى ادبى ، ارزشى والاتر ، بنيادى استوارتر ، شاخهاى فراتر ، ميوهاى شيرينتر و آبشخورى گواراتر دارد . زيرا اين علوم ، توان دارد تا درهاى سخن را از گنجينههايش برآورد و نكتهها و لطيفههاى نيكو را در نهانخانههايش نشان دهد . ( و اگر علوم بلاغت نبود زبانى را كه جامهء سخن ببافد و در بيفكند و جادو بدمد و شكوفههاى تازه بنماياند و ميوهء رسيده در پيشت بنشاند ، نمىديدى ) پس اين علوم ، هدف انديشههاى پژوهشگران است . و لؤلؤهايى است كه غوّاصان درياها آنها را مىجويند و از همينرو جايى در كنار علم توحيد خداوند متعال يافته است . ( 2 ) . قصص ، 34 .